زندگیای ساختهاید که خیلیها آرزویش را دارند. اما چیزی سر جایش نیست و نمیتوانید دقیق بگویید چه. این تجربه نامی دارد، ریشههای شناختهشدهای دارد، و درمان میشود. من راحله اوینیپور هستم، روانشناس فارسیزبان در دبی، و فقط با مراجعان خانم کار میکنم.
رزرو جلسهٔ اول رایگاناگر بیش از دو مورد از اینها برایتان آشناست، آنچه تجربه میکنید نه تنبلی است، نه ناسپاسی، و نه «غر زدن کسی که همهچیز دارد». این یک الگوی روانشناختی شناختهشده است.
ذهن انسان به هر سطح جدیدی از رفاه عادت میکند. روانشناسان این را سازگاری لذتی مینامند: پس از هر دستاورد، خط پایه رضایت ما بالا میرود و همان دستاورد دیگر آن حس قبلی را نمیدهد. به همین دلیل است که هدف بعدی هم، وقتی به آن میرسید، همانقدر توخالی به نظر میرسد.
ویکتور فرانکل، بنیانگذار معنادرمانی، این وضعیت را «خلأ وجودی» نامید — حالتی که در آن زندگی بیرونی پر است اما پاسخی برای پرسش «برای چه؟» وجود ندارد. او استدلال میکرد که انسان در درجه اول در جستوجوی لذت نیست، در جستوجوی معنا است؛ و وقتی معنا غایب باشد، هیچ مقدار رفاهی جای آن را نمیگیرد.
اروین یالوم نشان داد که بخشی از این تجربه ریشه در پرسشهایی دارد که همه ما از آنها فرار میکنیم: مرگ، تنهایی بنیادین، آزادی و مسئولیتِ انتخاب. زندگی پرمشغله و پرموفقیت، یکی از مؤثرترین راههای فرار از این پرسشهاست — تا روزی که دیگر کار نکند.
خلق پایین پایدار، اختلال در خواب و اشتها، کاهش محسوس انرژی، گاهی افکار مرتبط با مرگ. عملکرد روزمره معمولاً آسیب میبیند. معیارهای تشخیصی مشخصی در DSM-5 دارد و درمانهای مبتنی بر شواهد روشنی برای آن وجود دارد.
عملکرد ممکن است کاملاً سالم بماند — کار، روابط، ظاهر زندگی. آنچه از بین رفته «حسِ چرا» است. فرد اغلب نمیتواند برای دیگران توضیح دهد چه مشکلی دارد، و همین ناتوانی در توضیح، انزوا را عمیقتر میکند.
این دو اغلب همزماناند و تفکیکشان کار ارزیابی بالینی است، نه خودتشخیصی. جلسه اول دقیقاً برای همین است.
دبی شهری است که بر پایه دستاورد ساخته شده. بسیاری از ایرانیانی که اینجا زندگی میکنند، مهاجرتی پرهزینه را پشت سر گذاشتهاند و موفقیت مالی را بهعنوان توجیه آن هزینه در نظر گرفتهاند. وقتی موفقیت میآید اما حال خوب نمیآید، پرسشی آزاردهنده شکل میگیرد: «پس این همه برای چه بود؟»
به این اضافه کنید شبکه اجتماعیِ نازکشده پس از مهاجرت، روابطی که اغلب حول کار یا موقعیت شکل گرفتهاند، و فرهنگی که در آن اعتراف به ناراحتی — بهویژه وقتی از بیرون همهچیز خوب به نظر میرسد — دشوار است. نتیجه، تنهاییای است که با حضور در جمع برطرف نمیشود.
برای زنان، لایهای اضافه میشود: انتظارات همزمانِ نقش خانوادگی، نقش حرفهای، و تصویری که باید حفظ شود. بسیاری از مراجعان من سالها این بار را بیآنکه نامش را بدانند حمل کردهاند.
اگر تجربه شما بیشتر به دلتنگی و سازگاری با مهاجرت مربوط است تا به پوچی، صفحه ویژه ایرانیان مقیم دبی نقطه شروع بهتری است.
رویکردی که مستقیماً به پرسش «برای چه؟» میپردازد. کار ویکتور فرانکل و اروین یالوم پایه این رویکرد است: بهجای حذف اضطرابِ وجودی، یاد میگیریم آن را به سمت انتخابهای معنادار هدایت کنیم.
بسیاری از زنانی که با من کار میکنند طرحوارههایی مثل «معیارهای سرسختانه» یا «ایثار» دارند — الگوهایی که از کودکی ساخته شدهاند و باعث میشوند موفقیت هرگز کافی نباشد. شناسایی و تغییر این الگوها، قلب کار است.
برای بخشهایی که علائم افسردگی یا اضطراب هم وجود دارد: فعالسازی رفتاری، کار روی افکار خودکار، و بازگرداندن تدریجی توانایی تجربه لذت.
رویکرد ثابتی برای همه وجود ندارد. آنچه در جلسه اول روشن میشود این است که وضعیت شما بیشتر به کدام سمت میرود، و بر همان اساس برنامهریزی میکنیم.
این یک محدودیت نیست، یک انتخاب حرفهای است. کار کردن فقط با زنان به من اجازه میدهد فضایی بسازم که در آن لازم نیست چیزی را توضیح دهید یا توجیه کنید — فشار نقشهای همزمان، انتظارات خانواده، تجربه زن بودن در مهاجرت، و آنچه گفتنش در جمع آسان نیست.
اگر برای همسر، برادر یا پدرتان دنبال رواندرمانگر هستید، خوشحال میشوم در تماس راهنماییتان کنم تا متخصص مناسبی پیدا کنید.
نه لزوماً. در افسردگی بالینی معمولاً خلق پایین، اختلال خواب و اشتها، و کاهش انرژی وجود دارد. در افسردگی وجودی، فرد ممکن است از نظر عملکردی کاملاً سالم باشد — سر کار برود، موفق باشد، لبخند بزند — اما احساس کند هیچچیز معنا ندارد. این دو میتوانند همزمان باشند و تفکیکشان کار ارزیابی بالینی است. در جلسه اول دقیقاً همین را بررسی میکنیم.
پدیدهای که در روانشناسی «سازگاری لذتی» نامیده میشود توضیح میدهد چرا ذهن ما به هر سطح جدیدی از موفقیت عادت میکند و دوباره به نقطه پایه بازمیگردد. ویکتور فرانکل این تجربه را «خلأ وجودی» نامید: وقتی زندگی بیرونی پر است اما پاسخی برای «برای چه؟» وجود ندارد. این نشانه ضعف یا ناسپاسی نیست؛ یک وضعیت روانشناختی شناختهشده و قابل درمان است.
بله. جلسات من فقط برای مراجعان خانم برگزار میشود. این انتخاب به من اجازه میدهد در فضایی کاملاً امن و با درک عمیقتری از تجربه زیسته زنان فارسیزبان — بهویژه زنانی که مهاجرت کردهاند — کار کنم.
جلسات آنلاین از طریق تماس تصویری (Zoom، Google Meet یا واتساپ) و برای ساکنان دبی امکان جلسه حضوری نیز وجود دارد. هر جلسه بین ۴۵ تا ۶۰ دقیقه است. برای مراجعانی که برنامه کاری فشرده دارند، جلسات عصر و آخر هفته هم در دسترس است.
بله، کاملاً. رازداری یکی از اصول بنیادین کار رواندرمانی است. هیچ اطلاعاتی از جلسات، حتی وجود خودِ جلسات، بدون رضایت صریح شما با کسی در میان گذاشته نمیشود.
جلسه اول رایگان و حدود ۳۰ تا ۴۵ دقیقه است. در این جلسه فرصتی داریم تا با هم آشنا شویم، شما آنچه را تجربه میکنید توضیح دهید، و من بگویم آیا رویکرد من برای وضعیت شما مناسب است یا بهتر است به متخصص دیگری ارجاع داده شوید. هیچ تعهدی برای ادامه وجود ندارد.
جلسه اول رایگان است و حدود ۳۰ تا ۴۵ دقیقه طول میکشد. هیچ تعهدی برای ادامه وجود ندارد.
رزرو جلسهٔ اول رایگان