تئوری انتخاب گلسر؛ چرا انتخاب‌های ما زندگی‌مان را می‌سازند

تئوری انتخاب · · مدت زمان: ۶ دقیقه

یکی از مراجعین من چند هفته پیش گفت: «راحله‌خانم، من همیشه احساس می‌کنم قربانی شرایطم هستم. انگار همه چیز بر علیه من پیش می‌رود.» وقتی از او پرسیدم در روز چند بار انتخاب می‌کند، متعجب شد. گفت: «انتخاب؟ من که اختیاری ندارم!» اما واقعیت این است که ما در هر لحظه در حال انتخاب هستیم — حتی وقتی احساس می‌کنیم اختیاری نداریم. این همان چیزی است که ویلیام گلسر، روان‌پزشک آمریکایی، در تئوری انتخاب خود به آن پرداخته است. تئوری‌ای که می‌تواند نحوه نگاه ما به مسئولیت، رفتار و روابط را کاملاً تغییر دهد.

تئوری انتخاب چیست؟

ویلیام گلسر در دهه ۱۹۶۰ تئوری انتخاب را معرفی کرد و در کتاب «Choice Theory» آن را گسترش داد. مفهوم اصلی این تئوری این است: تمام رفتارهای ما انتخاب‌هایی هستند که برای برآوردن نیازهای بنیادین‌مان انجام می‌دهیم. گلسر معتقد بود انسان‌ها نمی‌توانند دیگران را کنترل کنند، اما می‌توانند رفتار خود را انتخاب کنند. این دیدگاه در تضاد با «روان‌شناسی محرک-پاسخ» قرار دارد که می‌گوید ما تحت تأثیر محیط خارجی رفتار می‌کنیم. گلسر می‌گفت: خیر، ما موجوداتی درونی‌محور هستیم و انگیزه‌هامان از درون ما می‌آید، نه از بیرون.

او پنج نیاز بنیادین را مشخص کرد: بقا، عشق و تعلق، قدرت یا کفایت، آزادی و تفریح. وقتی یکی از این نیازها برآورده نشود، ما رفتاری انتخاب می‌کنیم — گاهی سالم، گاهی ناسالم — تا آن نیاز را پر کنیم. مثلاً کسی که احساس می‌کند دیده نمی‌شود، ممکن است رفتار پرخاشگرانه‌ای را انتخاب کند تا نیاز به قدرت یا توجه را برآورده کند.

چرا انتخاب‌هایمان مهم است؟

یکی از مهم‌ترین پیام‌های تئوری انتخاب این است: ما مسئول رفتارهایمان هستیم. این جمله ممکن است در نگاه اول سنگین به نظر برسد، اما در واقع قدرت‌بخش است. وقتی می‌پذیریم که رفتارمان انتخاب ماست، به این نتیجه می‌رسیم که می‌توانیم آن را تغییر دهیم. این دقیقاً همان چیزی است که در رویکرد شناختی-رفتاری (CBT) هم به آن تأکید می‌شود: تغییر الگوهای رفتاری از آگاهی و مسئولیت‌پذیری شروع می‌شود.

گلسر همچنین تأکید می‌کرد که ما نمی‌توانیم دیگران را تغییر دهیم. بسیاری از مشکلات روابط از همین نقطه شروع می‌شود: ما تلاش می‌کنیم همسر، فرزند یا دوستمان را تغییر دهیم. اما واقعیت این است که تنها چیزی که می‌توانیم کنترل کنیم، رفتار خودمان است. این دیدگاه، شباهت زیادی با اصول طرحواره‌درمانی دارد که بر تغییر الگوهای درونی خودمان تمرکز دارد، نه دیگران.

انتخاب‌های ناآگاه: وقتی فکر می‌کنیم اختیار نداریم

در کلینیک، خیلی با این جمله روبرو می‌شوم: «من مجبور بودم اینطور رفتار کنم.» اما گلسر می‌گفت: خیر، هیچ‌وقت مجبور نیستیم. ما انتخاب می‌کنیم — حتی اگر آگاهانه نباشد. مثلاً وقتی کسی می‌گوید «او باعث شد عصبانی شوم»، در واقع مسئولیت احساس خود را به دیگری واگذار می‌کند. اما در واقع، ما عصبانیت را انتخاب کردیم — شاید چون نمی‌دانستیم چگونه نیاز به احترام یا آزادی‌مان را به شیوه‌ای سالم‌تر بیان کنیم.

این دیدگاه کمک می‌کند از حالت قربانی خارج شویم و کنترل زندگی را به دست بگیریم. در تحقیقات اخیر روان‌شناسی مثبت‌گرا و مطالعات مرتبط با کنترل درونی (Internal Locus of Control)، مشخص شده که افرادی که خود را عامل انتخاب‌های‌شان می‌دانند، از سلامت روان بالاتری برخوردارند و در برابر استرس مقاوم‌ترند.

یک قدم کوچک

در پایان

تئوری انتخاب گلسر به ما یادآوری می‌کند که زندگی ما حاصل انتخاب‌های روزانه‌مان است. این دیدگاه نه تنها ما را از نقش قربانی خارج می‌کند، بلکه ما را به سمت آگاهی، مسئولیت‌پذیری و در نهایت تغییر واقعی هدایت می‌کند. اگر احساس می‌کنید در دام الگوهای رفتاری گرفتار شده‌اید و نمی‌دانید چگونه انتخاب‌های بهتری داشته باشید، من اینجا هستم تا کنارتان باشم. رزرو جلسه کار سختی نیست — شاید اولین انتخاب آگاهانه‌ای باشد که برای خودتان انجام می‌دهید.

می‌خواهید بیشتر بدانید یا قدم بعدی را بردارید؟

آماده‌اید قدم بعدی را بردارید؟

جلسه اول رایگان — از طریق Zoom، WhatsApp یا Google Meet

رزرو جلسه رایگان واتساپ