چرا در روابط آسیب می‌بینیم؟ الگوهای دلبستگی و تأثیر آن‌ها

روابط · · مدت زمان: ۶ دقیقه

شاید برایتان پیش آمده که در یک رابطه احساس کنید دارید همان الگوی آشنا را تکرار می‌کنید. شاید همیشه به کسانی جذب می‌شوید که در دسترس نیستند، یا وقتی کسی واقعاً به شما نزدیک می‌شود، ناخودآگاه فاصله می‌گیرید. یکی از مراجعین من چند وقت پیش گفت: «راحله‌خانم، هر بار که یک رابطه شروع می‌شود، انگار فیلمی را دارم که قبلاً هزار بار دیده‌ام.» این حس تکرار، اتفاقی نیست. ریشه در چیزی دارد که در روان‌شناسی به آن «الگوهای دلبستگی» می‌گوییم — نقشه‌های ناخودآگاهی که در دوران کودکی شکل گرفته‌اند و حالا در روابط بزرگسالی ما تأثیر می‌گذارند.

الگوهای دلبستگی چیست؟

جان بالبی، روان‌شناس و پژوهشگر برجسته، در دهه ۱۹۵۰ نظریه دلبستگی را مطرح کرد. او نشان داد که کودکان براساس نحوه پاسخگویی مراقبان اصلی‌شان (معمولاً والدین)، یک سبک دلبستگی توسعه می‌دهند. اگر والدین به‌طور مداوم و قابل پیش‌بینی در دسترس بودند، کودک یاد می‌گیرد که دنیا جای امنی است و می‌تواند به دیگران اعتماد کند. اما اگر این پاسخگویی نامنظم، سرد یا غایب بود، کودک الگوهای متفاوتی برای بقا می‌سازد — الگوهایی که بعدها در روابط عاشقانه او ظاهر می‌شوند.

مری اینسورث، همکار بالبی، در تحقیقات خود چهار سبک اصلی دلبستگی را شناسایی کرد: ایمن، اجتنابی، دلمشغول (anxious)، و آشفته. افرادی که دلبستگی ایمن دارند، معمولاً در روابط احساس راحتی می‌کنند، می‌توانند نزدیکی را تجربه کنند و در عین حال استقلال خود را حفظ کنند. اما افرادی با سبک‌های ناایمن، اغلب یا از نزدیکی می‌ترسند (اجتنابی)، یا نیاز شدیدی به تأیید دارند و نگران طرد شدن هستند (دلمشغول).

چطور این الگوها در روابط بزرگسالی ظاهر می‌شوند؟

وقتی یک فرد با دلبستگی اجتنابی وارد رابطه می‌شود، ممکن است در ابتدا علاقه‌مند به نظر برسد، اما به محض اینکه رابطه جدی‌تر شود، ناخودآگاه فاصله بگیرد. این افراد اغلب می‌گویند: «احساس می‌کنم خفه می‌شوم» یا «نیاز به فضای شخصی دارم». این واکنش دفاعی است — راهی برای محافظت از خود در برابر آسیب‌پذیری که در کودکی تجربه کرده‌اند.

از طرف دیگر، افرادی با دلبستگی دلمشغول معمولاً نیاز زیادی به اطمینان دارند. آن‌ها ممکن است مرتباً نگران باشند که طرف مقابل دیگر دوستشان ندارد، پیام‌ها را چندباره چک کنند، یا از هر نشانه کوچک بی‌توجهی احساس طرد شدگی کنند. یکی از مراجعین من گفت: «وقتی دوست پسرم دیر جواب می‌دهد، فکر می‌کنم دارد از من فاصله می‌گیرد، حتی اگر فقط سرکار باشد.»

جالب اینجاست که اغلب افراد با سبک اجتنابی و دلمشغول به یکدیگر جذب می‌شوند — یک چرخه که در طرحواره‌درمانی به آن «رقص دلبستگی» می‌گوییم. یکی فاصله می‌گیرد، دیگری تعقیب می‌کند، و هر دو آسیب می‌بینند.

آیا می‌توان این الگوها را تغییر داد؟

خبر خوب این است که الگوهای دلبستگی ثابت نیستند. تحقیقات نشان می‌دهند که با آگاهی، تلاش و حمایت مناسب (مثل روان‌درمانی)، می‌توان به سمت دلبستگی ایمن‌تر حرکت کرد. در رویکرد CBT (درمان شناختی-رفتاری)، ما به مراجعین کمک می‌کنیم که باورهای منفی خودکار درباره روابط را شناسایی و به چالش بکشند. برای مثال، اگر باور دارید «اگر به کسی نزدیک شوم، حتماً مرا ترک می‌کند»، می‌توانیم با هم این باور را بررسی کنیم و شواهد برخلاف آن را پیدا کنیم.

طرحواره‌درمانی نیز ابزار بسیار مؤثری است. این رویکرد به شما کمک می‌کند که الگوهای قدیمی (طرحواره‌ها) را شناسایی کنید — مثل طرحواره رهاشدگی یا بی‌اعتمادی — و یاد بگیرید که چگونه در لحظه حال، واکنش‌های متفاوتی نشان دهید.

یک قدم کوچک

در پایان

آسیب دیدن در روابط، معمولاً به این معنا نیست که ما یا طرف مقابل «اشتباه» هستیم. بلکه نشان می‌دهد که ما بر اساس تجربیات گذشته، الگوهایی ساخته‌ایم که شاید دیگر به کارمان نیایند. با شناخت این الگوها و تلاش آگاهانه برای تغییر، می‌توانیم روابط سالم‌تر و ایمن‌تری بسازیم. اگر احساس می‌کنید این موضوع برای شما آشناست و دوست دارید با کمک حرفه‌ای روی آن کار کنید، من اینجا هستم. می‌توانیم با هم این مسیر را طی کنیم — یک قدم در یک زمان.

می‌خواهید بیشتر بدانید یا قدم بعدی را بردارید؟

آماده‌اید قدم بعدی را بردارید؟

جلسه اول رایگان — از طریق Zoom، WhatsApp یا Google Meet

رزرو جلسه رایگان واتساپ