دلبستگی اجتنابی؛ چرا از نزدیکی عاطفی فرار میکنیم
شاید برایتان پیش آمده که در یک رابطه احساس کنید طرف مقابل هر وقت فضا صمیمیتر میشود، یک قدم عقب میرود. یا شاید خودتان متوجه شدهاید که وقتی کسی به شما نزدیک میشود، ناخودآگاه احساس خفگی میکنید و دلتان میخواهد فاصله بگیرید. این رفتار تصادفی نیست؛ یکی از الگوهای دلبستگی است که در روانشناسی به آن «دلبستگی اجتنابی» میگوییم. این الگو در سالهای اولیه زندگی شکل میگیرد و میتواند تا بزرگسالی ادامه پیدا کند. در این مقاله میخواهم درباره چیستی، علل و راههای تغییر این الگو با شما صحبت کنم.
دلبستگی اجتنابی چیست؟
نظریه دلبستگی توسط جان بالبی، روانپزشک و محقق بریتانیایی، در دهه ۱۹۵۰ مطرح شد و بعدها توسط مری اینسورث با تحقیقات تجربی تکمیل شد. این نظریه توضیح میدهد که کیفیت تعامل ما با مراقبان اولیه (معمولاً والدین) در دوران کودکی، شکلدهنده الگوهای رفتاری ما در روابط بزرگسالی است. افرادی که دلبستگی اجتنابی دارند، معمولاً یاد گرفتهاند که نباید روی دیگران حساب کنند. آنها اغلب در کودکی والدینی داشتهاند که عاطفی سرد بودهاند، کمتر پاسخگو بودهاند یا نیازهای عاطفی کودک را نادیده گرفتهاند. نتیجه این میشود که کودک یاد میگیرد احساساتش را سرکوب کند و به خودکفایی عاطفی روی بیاورد. این افراد در بزرگسالی اغلب احساس ناراحتی میکنند وقتی کسی میخواهد با آنها صمیمی شود، از ابراز احساسات اجتناب میکنند و ترجیح میدهند مستقل باقی بمانند.
نشانههای دلبستگی اجتنابی در روابط
چگونه میتوانید تشخیص دهید که شما یا شریک زندگیتان دلبستگی اجتنابی دارید؟ چند نشانه مشخص وجود دارد. اول، احساس ناراحتی از نزدیکی عاطفی: وقتی رابطه جدیتر میشود، فرد احساس خفگی یا از دست دادن آزادی میکند. دوم، دشواری در اعتماد: این افراد معمولاً به سختی به دیگران اعتماد میکنند و تمایل دارند همه کارها را خودشان انجام دهند. سوم، سرکوب احساسات: آنها کمتر احساسات عمیق خود را بیان میکنند و ممکن است به نظر سرد یا بیتفاوت بیایند. چهارم، ترس از وابستگی: فکر اینکه به کسی نیاز داشته باشند، برایشان ناراحتکننده است. پنجم، اجتناب از بحثهای عاطفی: وقتی طرف مقابل میخواهد درباره احساساتش صحبت کند، فرد سعی میکند موضوع را عوض کند یا از بحث فرار کند. شناخت این نشانهها اولین قدم برای تغییر است.
چرا این الگو ادامه پیدا میکند؟
ممکن است از خودتان بپرسید که چرا این الگوی رفتاری حتی در بزرگسالی ادامه دارد، در حالی که دیگر آن شرایط کودکی وجود ندارد؟ دلیلش این است که مغز ما الگوهای رفتاری را بر اساس تجربیات اولیه میسازد و بعد از آن، بهطور ناخودآگاه به دنبال تأیید همان باورها میرود. در طرحوارهدرمانی، به این الگوها «طرحوارههای ناسازگار اولیه» میگوییم. برای مثال، اگر شما در کودکی یاد گرفتید که وقتی احساسات خود را نشان میدهید، نادیده گرفته میشوید یا حتی مورد انتقاد قرار میگیرید، حالا در بزرگسالی هم ناخودآگاه از ابراز احساسات خودداری میکنید. این یک مکانیسم دفاعی است که زمانی محافظتی بوده، اما حالا مانع ایجاد روابط سالم شده است. خوشبختانه با آگاهی و تمرین، میتوان این الگوها را تغییر داد.
یک قدم کوچک
- تمرین آگاهی از احساسات: هر روز ۵ دقیقه وقت بگذارید و از خودتان بپرسید: «الان چه احساسی دارم؟» سعی کنید احساس را نامگذاری کنید (مثلاً ترس، غم، شادی) بدون اینکه قضاوتش کنید. این تمرین به مرور کمک میکند با دنیای درونی خودتان آشنا شوید.
- گامهای کوچک در اعتماد: یک موقعیت کوچک انتخاب کنید که بتوانید در آن کمک بخواهید یا احساس خود را با یک فرد مورد اعتماد به اشتراک بگذارید. نیازی نیست بلافاصله روی موضوعات بزرگ کار کنید؛ شروع از کارهای ساده کافی است.
- مشاهده الگوهای خود: یک دفترچه کوچک داشته باشید و هر بار که احساس کردید از صمیمیت فرار میکنید، آن را یادداشت کنید. بنویسید چه اتفاقی افتاد، چه فکری به ذهنتان رسید و چه احساسی داشتید. این کار به شما کمک میکند الگوی رفتاری خود را بهتر ببینید.
در پایان
دلبستگی اجتنابی یک حکم ابدی نیست؛ الگویی است که در گذشته برای حفاظت از خودتان ساختهاید. اما حالا که بزرگتر شدهاید، میتوانید انتخابهای جدیدی داشته باشید. تغییر ممکن است زمانبر و چالشبرانگیز باشد، اما قطعاً ممکن است. اگر احساس میکنید این الگوها در زندگی شما تأثیر منفی گذاشتهاند، میتوانید با رزرو جلسه مشاوره، قدم اول را برای ایجاد روابط سالمتر و صمیمیتر بردارید. من اینجا هستم تا در این مسیر همراهتان باشم.